… July 8, 2008
Posted by satgean in Psychology, Publication.1 comment so far
گاهی هیچکس مقصر نیست. تنها زمانه است که سر ناسازگاری دارد. آنگاه تنها باید نشست، و تکلیف زمانه را به زمان واگذاشت. گرچه در این میان دلی شکسته میشود، اشکی ریخته میشود، و تو ویران میشوی.
پ.ن. هزارتوی بیستم و نهم با موضوع «خدا» منتشر شد. نوشتهای از بنده را هم در آنجا میتوانید بخوانید.
… May 30, 2008
Posted by satgean in Publication.2 comments
صبح زود بود که داشتم با دوچرخه به دانشگاه میآمدم. در راه خودبخود به موضوع شمارهی بعدی هزارتو فکر میکردم. چیزی به ذهنم آمد. به دفترم که رسیدم عوض کار علمی شروع کردم به نوشتن. متن دو ساعت بعد تمام بود. با اینکه اندکی طولانی شد اما به نظر خودم یکی از قشنگترین متنهایی است که برای هزارتو نوشتهام و حال میتوانید در شمارهی بیست و هشت مجله از طریق این لینک بخوانیداش. مدت زیادی بود که به خاطر مشغلههای فراوان چیزی ننوشته بودم حال که دیدم بیست و هشت شماره از هزارتو چاپ شده واقعا شوکه شدم.
… February 16, 2008
Posted by satgean in Philosophy, Polotics, Publication.comments closed
یک - حقیقت تابعی است از زمان و مکان. و واقعیت تابعی است از حقیقت. و این مفهوم سیال لزج هیچگاه جامد نخواهد شد و پیمانهای در دست ما نخواهد بود که بدان وسیله چیزی را بسنجیم. چهرهی ما که برگرفته از واقعیت و حقیقتایم نیز سیال و لزج خواهد بود طوری که هیچکس به واقعیت وجودی ما حتی خود ما نیز پی نخواهد برد. تنها اتفاقات سریع و ناگهانی هستند که ردی از حقیقت صلب را به ما میتوانند نشان دهند.
دو - باز همان سناریو که در آخرین انتخابات ریاست جمهوری اجرا شده بود در حال اجرا شدن است. ابتدا رد صلاحیتها و بعد تایید صلاحیتها تا مردم را تشویق کنند که از فرصت به دست آمده استفاده کنند. همانطور که زمان رد صلاحیت معین در انتخابات گذشته نوشتم که این سناریویی است برای راغب کردن مردم به شرکت در انتخابات و بعد از کمی با حکم رهبری صلاحیت معین تایید خواهد شد، پیش از این نیز میدانستم که چارهای جز تایید صلاحیتها ندارند تا دوباره مردم را سر صندوقها بکشانند. کسی در این میان یک سپوال ساده را از خود نمیپرسد: اگر شورای نگهبان در چهارچوب قانون عمل میکند، آن چه نیرویی است که آن را وادار به بازنگری نظر قانونی خود میکند؟ اگر اولی قانونی است دومی غیرقانونی است و اگر دومی قانونی است اولی غیرقانونی. اما زمانی که منفعت خود در میان است بهتر است از قانون و منطق حرف نزنیم. و اکنون منفعت اصلاحطلبان در میان است.
سه - فکر کنم چندمین بار باشد که از این و آن میشنوم که مطلبی در جایی درج شده است بدون آنکه خود دوستان اطلاع دهند. و امیدوارم این گلایه مایهی قهر ایشان نباشد :)
… November 24, 2007
Posted by satgean in Private, Publication.comments closed
شروع میکند به خواندن. کلمات مثل قطرات آبی که به نوبت از روی انگشتان میریزند، بریده بریده نرم نرم جاری میشوند. از اینکه میداند که کجا باید آرام بخواند، کجا باید تاکید کند و در پس کلمهها معانی عمیقی نهفتهاند مسرور میشوم. نوشته تمام میشود. او از کل نوشته لذت میبرد و به نوشتهی دیگری نظر میافکند و من دوباره هر کدام از قطرات آب را یک به یک از نظر میگذرانم و در تصویری که برای شکل گرفتن هر قطرهای خلق شده بود غرق میشوم. او غرق لذت بازی آب با انگشتاناش و من غرق لذت تماشای هستی در قطرات آب. درست است که فاصلهای است بین لذت بردن از خود آب با لذت بردن از تصویر نقش بسته بر آن. اما شکلگیری قطرهی آب برای انتقال حس مشترکی برای رهایی از سبکی تحملناپذیر هستی است.
در طی دو سه روز اخیر رادیو زمانه به معرفی این وبلاگ پرداخت. در قسمت اول (فایل صوتی) سلیقهی تهیه کننده در انتخاب نوشتهها مرا به وجد آورد. نوشتههایی انتخاب شده بود که علی رغم علاقهی خود گمان نمیکردم که مورد توجه افراد دیگر واقع شود. در قسمت دوم (فایل صوتی) مصاحبهی سارای باحال عزیز زمینهی خنده و نشاط را فراهم آورد. تیزبینی او مایهی مسرت فراوان بود. فایلهای صوتی کاملتر از متنها میباشند.
… August 23, 2007
Posted by satgean in Publication.comments closed
شمارهی نوزدهم مجلهی هزارتو منتشر شد. نوزده شماره؟ باورکردنی نیست. در ایران کار جمعیای که پولی در میان نداشته باشد به سختی دوام میآورد و دوام آوردن هزارتو تا نوزده شماره بیشک از کاردانی میرزا ناشی میشود. هر چند که این اواخر کمی اعصاباش خورد شده است.
در این شماره هم چیزی از من به چاپ رسیده است.
… May 19, 2007
Posted by satgean in Publication.add a comment
شماره ی شانزدهم مجله ی هزارتو منتشر شد. مثل باقی مطالب این شماره از نوشته ی خودم هم خوشم نیامد. احساس می کنم که به خاطر موضوعاتی که دوستان انتخاب می کنند - که از طرفی در حد و اندازه ی نوشته های چندین سطری نمی تواند گنجانده شود واز طرف دیگر نمی شود چیز خاصی از تجربیات و ذهن خود نوشت - حال و هوای هزارتو دارد کم کم عوض می شود. بیشتر نوشته های دوستان یا نقل از این کتاب و آن کتاب است و یا تحلیل فلان عقیده و فلان نظر. انتظار شخصی من این بود که هزارتو جایی باشد برای نوشتن از ذهن و اندیشه ی خود. همان کسانی که وبلاگ می نویسند، در همان حال و هوای وبلاگی با هم به یک موضوع خاص و کمی، تنها کمی، جدی تر بپردازند. اما نمی دانم دلیل چیست که دیگر در پشت این نوشته ها آن نویسندگان وبلاگها دیده نمی شوند و باز هوای خسته کننده ی کتابهای آموزشی و تربیتی جریان دارد. نمی دانم اگر دوستان نمی خواهند چیزی از خودشان بنویسند پس چرا بدان موضوع رای می دهند. شاید اگر کسی دنبال مطالب علمی و تحقیقاتی باشد بتواند به راحتی با چندین کتاب خود را سیراب کند. و باز نمی دانم چنین پاره نوشته هایی چه چیز می تواند به خواننده ی هزارتو بدهد. من که اکثر مطالب را بعد از خواندن چهار پنج سطر اول کردم مگر اینکه کسی دوستم بود و خواستم ببینم که چه نوشته است!
با اینکه می دانم برخی از دوستان را از خود با این نوشته می رنجانم اما شاید دانستن اینکه اگر اینگونه ادامه بدهیم بعد از چند شماره دیگر کسی غیر از خودمان به آن رجوع نمی کند بهتر از تخته کردن در هزارتو باشد. ما کم کم داریم راه را گم می کنیم. و این از چند شماره ی پیش شروع شده است.
… February 15, 2007
Posted by satgean in Publication.add a comment
به دلیل دیرآماده شدن مطالب و کمبود وقت تا زمان انت… November 14, 2006
Posted by satgean in Publication.add a comment
ویژهنامهی جنگ مجلهی هزارتو منتشر شد. در این شما… September 15, 2006
Posted by satgean in Publication.add a comment