… August 1, 2008
Posted by satgean in Art.comments closed
این روزها آرشیو موسیقی ترکیام را مرور میکنم. یکی از قشنگترین موسیقیهایی که اینروزها دوباره گوش کردم از خوانندهی موسیقی سنتیشان (کیباریه) است که پیشتر به خاطر صدای دلنشین و ملودی زیبای موسیقیهایش محبوبم بود. از اینجا میتوانید موسیقی بسیار زیبایش را ذخیره کنید و از اینجا هم متن را بخوانید.
… July 29, 2008
Posted by satgean in Art.comments closed
Listen to: Nilufer - Ilk goz agrisi
… July 28, 2008
Posted by satgean in Art.comments closed
آهنگی که اینجا گذاشتم، که میتوانید ذخیره کنید، از یکی از شناخته شدهترین و مسالهدارترین خوانندههای ترکیه است: احمد کایا. خوانندهی کردی که دولت ترکیه به خاطر حمایتاش از اوجالان ابتدا تبعیدش کرد، مردم تمام سیدیها و عکسهایش را سوزاندند، و بعد به طرز مشکوکی در تبعید مرد. او نه تنها به خاطر آهنگهای سیاسیاش بلکه به خاطر عاشقانههایش نیز مشهور است. ملودی موسیقیهایش ویرانکننده است. اینجا هم چیزهایی دربارهی او میتوانید بخوانید.
البته این ورژن را یکی از راکخوانهای ترکیه خوانده است: هالوک لونت. متن زیبایش را میتوانید اینجا بخوانید. امیدوارم زیاد بد ترجمه نکرده باشماش. این ترانه را میشود صدبار پشت سر هم گوش کرد خراب نمیشود :) .
… July 10, 2008
Posted by satgean in Art.1 comment so far
Lara Fabian
You are not from here
… July 9, 2008
Posted by satgean in Art.add a comment
بالاخره به خاطر تمام تعریف و تمجیدها فیلم Perfume رو دیدم. نمرهی هفت و نیم از ده، در سایت IMDB به این فیلم هم بیانگر جذاب بودن فیلم در نظر رایدهندگان آن است. فیلم علیرغم خوشساخت بودن و موفقیتاش در جذب بیننده، یک گاف بسیار بسیار بزرگ دارد که همهی ماجرای فیلم را تحت تاثیر قرار میدهد. پسری که با بو کشیدن میتواند تا فاصلههای دور تشخیص دهد که چه چیزهای اطراف او قرار دارند، نمیتواند بوی سربازان تفنگ به دست که او را دستگیر میکنند تشخیص دهد. نمیتوان گفت که شاید چهت وزش باد در خلاف جهت حرکت سربازان بوده است و بویی به او نرسیده است چرا که او در محاصرهی سربازان قرار میگیرد. پس بالاخره بو به او منتقل میشود. نکتهی دیگری که از علاقهی بینندگان به این فیلم میشود نتیجه گرفت این است که کشته شدن آدمها ميتواند در قالب یک داستان جالب قابل توجیه و بخشودنی باشد. پسرک دخترها را میکشد عطرشان را جمع میکند. اما بیننده با وی همراهی میکند و دوست دارد که موفق شود. همین داستان جالب در اطراف ما به شکلهای متفاوت شکل میگیرد. آدمی تفنگ به دست برمیدارد و به خاطر یکی از همین داستانهای جالب همنوع خود را میکشد. انتهای فیلم هم آن را به یکی از مضحکترین و مسخرهترین و بیمعنیترین فیلمها تبدیل کرده است.
تجربه ثابت کرده است که هر فیلمی را نخرم. کرایهای بود از آمازون. صبح سریعا به صندوق پست انداختم تا به خودشان برگردانم.
… June 6, 2008
Posted by satgean in Art, Love, Private.7 comments
یک - کوچک که هستیم، دنیا برایمان بزرگ و ناآشنا مینماید. جاهای زیادی هست که ندیدهایم، چیزهای زیادی است که نشنیدهایم، کارهای زیادی است که انجام ندادهایم و آرزوهای زیادی است که بدانها دست نیافتهایم. زمانی که بزرگ میشویم، همهی دنیا تنها در محدودهی اطاقمان جا میگیرد در فاصلهی چند قدم از در تا پنجره. دیگر جایی را برای فرار از اندیشههایمان و برای دمی آسودن نمییابیم. جایی که بدانجا رویم و بگوییم که از امروز از نو شروع میکنیم. جایی برای شروع مجدد به زمانی که همه چیز ناآشنا مینماید. و سخت است اگر هستی از چهارچوب ذهن تو کوچکتر نماید. آنگاه دیگر کجا توانی رفت؟
دو - یک بار بشنوید و بعد معتادش بشین طوری که چند روز مدام گوش کنید. متن.
پ.ن. از سعید عزیز برای فایل سپاسگزارم. این موسیقی از طرف نمایندهي آلبانی در EuroVision اجرا شد.
… June 3, 2008
Posted by satgean in Art.1 comment so far
We only said goodbye with words
I died a hundred times
You go back to her
And I go back to black
I love you much
It’s not enough
You love blow and I love puff
And life is like a pipe
And I’m a tiny penny rolling up the walls inside
بشنوید: امی واینهاوس - بازگشت به سیاهی
متن: اینجا
… May 15, 2008
Posted by satgean in Art, Love.add a comment
You light the skies up above me
A star, so bright, you blind me
Don’t close your eyes
Don’t fade away
Don’t fade away
Yeah, you and me we can ride on a star
If you stay with me girl, we can rule the world
Listen, watch and download: Rule the world
Lyrics: here
.Band: Take that
… March 10, 2008
Posted by satgean in Art.comments closed
Those three words
Are said too much
They’re not enough
If I lay here
If I just lay here
Would you lie with me and just forget the world
P.s. The music, and its lyrics. Band: Snow Patrol, Album: Eyes open.
… January 20, 2008
Posted by satgean in Art, Others.comments closed
یک - هر موقع که دلم برای یک موزیک خوب تنگ میشود به این آهنگ سزن آکسو (Sezen Aksu- Git) گوش میدهم. نکتهای که پیش از خواندن متن ترجمه شدهاش باید بیان کنم (که برای فهم ترانه و احساس آن لازم میباشد) این است که در زبان ترکی، حرفی که فعل را منفی میکند به آخر آن می چسبد. مثلا برای منفی کردن «رو» در زبان فارسی، «نون» به اول آن اضافه میشود «نرو» ولی در زبان ترکی به آخر آن. به همین خاطر در قسمتی از این موسیقی، خوانندهی محبوب من، میگوید، رو، رو، رو… اما در آخرین بار «نون» را به آخر «رو» اضافه میکند. و این به زیبایی ترانه میافزاید طوری که شنونده با تمام حرفهایی که گوینده بیان میدارد خیال میکند که از معشوقهاش میخواهد که واقعا او را ترک گوید، اما در بار سوم با کش دادن «رو» و افزودن «نون» به آخر آن نظرش را عوض میکند. از این نمونه میتواند دریافت که چگونه قابلیتهای زبان میتواند در شعر و موسیقی تاثیر گذار باشد. این موسیقی را به فرزانه تقدیم می کنم.
دو - هزارتوی تنهایی منتشر شد. خیلی دوست داشتم که برای این شماره چیزی بنویسم. اما تنهایی خودم و دردسرهای زندگی مانع از آن شد که وقت چند ساعتهای برای نوشتن پیدا کنم. حیف شد. شاید میشد آن حرفهایی که در قالب این صفحه نمیگنجد را در آن نوشتهای که در ذهنم بود بیاورم. اما نشد. این نیز بگذرد.
… December 13, 2007
Posted by satgean in Art.comments closed
Music
In the garbage dumps seagulls cried
We laughed with you
Bombs rained down on the city every night
We made love without stopping
Don’t be so merciless now
Like yesterday, like yesterday don’t pull and go
Let me embrace your feet
Like sand, like sand don’t crush me and leave
Spring dropped in on our drops unannounced
We turned pale with you
Saying may these dirty face be illuminated
We fought without stopping
Don’t be so merciless now
Like yesterday, like yesterday don’t pull and go
Let me embrace your feet
Like sand, like sand don’t crush me and leave
p.s thanks to Nika for the translation.
… July 2, 2007
Posted by satgean in Art.add a comment
فیلم متشکریم برای سیگار کشیدن علیرغم ساخت ضیعفاش در همهی زمینهها( کارگردانی و بازیگری و …) از فلسفهی روانشانسی نسبتا خوبی برخورداره. فیلم راجع به تلاش مثلا گروههای سبز و … هست که میخوان محدودیتهایی برای کمپانی سیگار بذارن. در مقابل مدیر باهوش این کمپانی کارهایی میکنه که مردم به سیگار علاقمند بشن. از قبیل اینکه در تبلیغات نشون میده که فلان هنرپیشهی مشهور بعد از سکس چگونه سیگار رو با ولع میکشه و یا اون یکی چطور بعد از بازی پوکر سیگار به دست می گیره و …
همین مدیر باهوش در جریان منازعات با رقبا که میخوان کمپانی رو از کار بندازن به پسرش هم که اونو رو در برخی جاها همراهی میکنه، گاهی درسهایی میده. مثلا درجایی می گه که: مهم این نیست که طرف مقابلت چه سئوالی از تو بپرسه بلکه مهم اینه که در جواب اون تو چه سئوالی ازش بپرسی. همین آرگومانت رو استفاده می کنه در جایی که بهش می گن: شما میدونین که چند صد هزار نفر از مردم به خاطر ناراحتیهای قلبی ناشی از سیگار سالانه روانهی بیمارستان میشن؟ ایشون جواب میده: چرا شما مردمی که از مصرف زیاد کوکا کولا، چربیهای موجود در غذاها و … در نظر نمیگیرین؟ درصد اونها که بیشتر از درصد مردم بیمار از سیگار کشیدنه.
حالا خبر ممنوع شدن سیگار در اماکن عمومی انگلیس رو که خودنم یاد این فیلم که یک سال پیش دیده بودم افتادم. عبارتها شاید دقیق نباشه اما چیزیه در مضمون نقل شده. بنده هم سیگاری نیستم که مخالفت کنم، فقط میدونم اگه این قانون به آلمان هم سرایت بکنه این دوست من با این حساب میتونه لباس سیگاری شو که تنها در موقع رفتن به جاهای پر دود به تناش میکنه دیگه دور بندازه. بنده تنها آخر هفتهها همراه آبجو و یا سایر مواد الکلی پکی به پیپ مان میزنیم و این روال یک سال و نیم است. پس نگران اعتیاد بنده نباشین چرا که بندهی حقیر تمام سلولهایی که باعث اعتیاد به هر چیزی میشود را از بین بردهام.
… May 11, 2007
Posted by satgean in Art.comments closed
الف ـ بیشک روزی کریستینا آگویلرا (Christina Aguilera) به بالاترین مشهوریتها خواهد رسید. این ویدیو (Hurt) را از دست ندهید.
ب - اگر دنبال یک فیلم جدی میگردید که چهرههای واقعی زندگی را هم زمان با هم برایتان نشان دهد بچههای کوچک را حتما ببینید. فیلمی بسیار خوشساخت که میشود چندیدن بار نگاه کرد، ساعتها دربارهاش حرف زد، چیزهای زیادی کشف کرد و مواظب بود که چنان اشتباههایی در زندگی شخصیتان رخ ندهد. فیلمی دربارهی روانشناسی عشق.
… January 11, 2007
Posted by satgean in Art.add a comment

آه الساندرو! تو این همه مدت کجا بودی که من کشفات نکرده بودم. زیبا بود، زیبا. تا همین چند هفته پیش حالم از فیلمهای خالی، بزک شده، لوس، و سبک به هم میخورد و فکر میکردم که دیگر با سینما رابطهای نخواهم داشت. اما حال میتوانم تو را به عنوان تابلویی در ذهنم درآورم.در این بین فیلم هتل رواندا را هم از دست ندهید اگر تا حال ندیدهاید.
از مانی عزیز هم به خاطر پیشنهاداتاش سپاسگذارم.
… January 8, 2007
Posted by satgean in Art, Love.add a comment
صحنه ی آخر فیلم Amores Perros
تقدیم به لوسیا! برای اینکه ما هم آن چیزی هستیم که از دست داده ایم!
این فیلم یکی از ماندگارترین فیلمها برای من شد. خشونت موجود، طبلها را در مغزت به صدا درمیآورد و واقعیت وحشی و بیپرده جانات را گرم میکند.
… January 6, 2007
Posted by satgean in Art, Psychology.add a comment
گاهی جواب سئوالهایمان آنقدر ساده است که به محض یافتن آن برمیزان سردرگمی مان پی می بریم. بعد از چنین لحظه ای از خود می پرسیم آیا جواب سئوالها همیشه به این سادگی می تواند باشد و آیا من بی هیچ دلیلی خود را در پستوهای جستجو گم نکرده ام؟ کافی ست کمی از موضع گیریهای خصمانه مان دست برداریم، و اندکی حساسیت موجود را با دور شدن از موضوع کاهش دهیم، تا با دریافت موقعیت خود راههایی که به جواب مورد نظر می رسد را ببینیم.
این ترانه یکی از بهترین ترانه هایی است که همیشه من در ذهنم دارم. بلد نشدم تگ اچ تی ام ال بنویسم تا فایلش را اینجا آپلود کنم. به خاطر خود موسیقی مجبور شدم به این کلیپ نه چندان زیبا راضی شوم. شاید بعدا وقت شد تا برایتان ترجمه کنم.
Sezen Aksu: küçüğüm
… December 29, 2006
Posted by satgean in Art.add a comment
فیلم بابل یکی از زیباترین فیلمهایی بوده است که در یکی دو سال اخیر دیده ام. هر چقدر فکر می کنم جایی را نمی یابم که بگویم که مثلا در این جا فیلم کم گذاشته بود. زیبا بود زیبا. سه داستان در سه جای متفاوت دنیا اتفاق می افتند. بعد از کمی ارتباط بین این سه داستان مشخص می شود اما فیلمساز اسیر اعتقادات خرافه گرایانه نیست که بخواهد بگوید که این سرنوشتی که نصیب هر کدام از شخصیتهای فیلم می شود به خاطر اشتباهی است که در جای دیگر انجام داده اند. فیلم از همان ابتدا آدم را با خود تا انتها همراهی می کند.
ترکیبی است از سکس، مذهب، خشونت، عشق و در یک کلام چهره ای از زندگی را به زیبایی به نماشی میگذارد. نقابل فرهنگ ها، تقابل احساسها، تقابل عقیده ها… این فیلم را باید چندیدن بار دید.
