…
کوهیار گودرزی با سر شکسته در زندان اوین: «شرط همکاری من با بازجو، آزادی تمامی زندانیان سیاسی است» +
هر جور آدمی پیدا میشود. کسانی مانند ابطحی پیدا میشوند که از بازجویشان به خاطر همه ی ناملایمتیها ممنون هم میشوند و کسانی مثل کوهیار که بازجوها را از کوره به در برده و ذلیلشان میکنند. کسانی هستند که وقتی زندانی میشوند، خیال میکنند که زندان آخر دنیاست، اما کسانی هم هستند که زندان را ادامهی راه مبارزه میدانند. تفاوت است بین این دو. و این تفاوت از اطمینان و ارزش قلبی و ذهنی به راهی که در آن قدم گذاشتهاند نشات میگیرد. راهی که پیش از آنکه آغازش کنی، باید به قابلیت خود بیاندیشی و واقعبینانه با آن برخورد کنی و بدانی که آیا مرد آن هستی که تا آخر ادامه دهی یا نه، که اگر نباشی در میانهی راه بعد از آن که دیگر راه بازگشتی برایت نمانده است، کم خواهی آورد. این راه، عشقی راستین میطلبد.
پ.ن. در همین زمینه +





tafavoti nist ke adam dar zendan chetor raftar kone,tafavot dar ine ke beri zendan ia na
hameh ma khodemon ro roshanfekr midonimbedone inke avalin sharte roshanfekr bodan ro be khater besparim, ke hamon tasob nadashtan va ghezavat nakardane
pegah
January 27, 2010 at 16:36
پگاه جان! چگونه ممکنه کسی روشنفکر باشه بدون اینکه قضاوت و مقایسه نکنه؟ اونوقت چطور میخواد بگه که ایدهای درسته یا غلط، رفتاری درسته یا غلط؟ اونوقت این آدم بیشتر شاعر هست تا روشنفکر که فقط راجع به احساس خودش حرف میزنه نه منطق.
satgean
January 27, 2010 at 16:52