میکده‏ی کوهستانی

ما آنچیزی هستیم که در نهایت می‏توانستیم باشیم.

with one comment

مقداری را باد به تن اسبان وحشی نشاند، مقداری را خورشید در هر غروب در انعکاس دریا افکند، مقداری را باران در دل زمین به روح گلها بخشید و مقداری را چشم رهگذری از برای شوق زندگی ربود. زیبایی‌اش هر روز  کمتر و کمتر می‌شد.

Written by satgean

November 23, 2009 at 20:27

Posted in Love

One Response

Subscribe to comments with RSS.

  1. nah! that’s the beauty of it…it dose the same thing all these years and it is still shining!! It never gets dull. Never.m

    maya

    November 24, 2009 at 23:02


Leave a Reply