ذهن تنبل
بیبیسی: زنان عضو بسیج خواستار استرداد شاهد قتل ندا شدند.
این خبر پیش از محتوای آن از این نظر اهمیت دارد که به طور غیر مستقیم بیانگر آن است که حتی در عصر ارتباطات هم حقیقت میتواند بازیچهی دست گروهها شود. مساله اصلی این است که مغز انسان از چهارچوب و محتوای محیطی که به طور غیرارادی بدان تحمیل شده است تغذیه و در همان چهارچوب و محتوا نیز به تولید اندیشه میپردازد. گرچه مغز انسان پتانسیل گسستن از این محیط را داراست، اما چنین پتانسیلی زمانی میتواند فعال شود که نیرویی بیرونی، از محیطی خارج از این چهارچوب، بدان اثر گذارد. در غیر اینصورت، همواره در آن محیط و چهارچوب میماند و احساس نیاز به گسست از این چهارچوب در میان احساسهای دیگر گم میشود.
با اینکه استدلالت و حوادث و اخبار جنبی میتواند تا حد زیادی بیانگر این مساله باشد که احتمال وقوع چنین قتلی به طور از پیش تعیین شده بسیار اندک است (مساله حتی این قتل خاص نیست، صدها نفر دیگر به قتل رسیدهاند) اما اینکه به چه منبعی اعتماد داریم و در چه چهارچوبی اندیشه میکنیم، درصد احتمالات را عوض میکند، طوری که کسانی اینچنین بسیجی پیدا میشوند که دنبال قاتل فردی به نام ندا باشند و رد آن را در عوامل خارجی ببینند.
حال اگر به خود بازگردیم شاید باید از خود بپرسیم که در چه موارد دیگر زندگی نیز، ما اینچنین مضحکانه با قضایا برخورد میکنیم و به راستی چقدر زاویهی دید ما نسبت به مسایل، در چهرهی مساله تاثیرگذار بوده است.





ostad baz ke ghalate emlayi darid?
mozhek az zahakka be zeye zad neveshte mishe !
Anonymous
November 16, 2009 at 20:46
وقتی آدم فارسی نخونه و ننویسه اینطوری میشه دیگه :) ممنون از یادآوری.
satgean
November 17, 2009 at 10:57
be in migan ozre bad tar az gonah!
neyse….
Anonymous
November 17, 2009 at 13:32