…
انعکاس نور خفیف از روی پوست سیمیناش هوس لمس را در رگهایش به جریان انداخت. حس کرد آتش آفتاب در چشمهایش و نسیم اقیانوسها در نفسهایش افتاده است. دست که جلو برد، انعکاس نور، نه دیگر بر برجستگیهای اندام او، که بر روی دست خود افتاده بود. خورشید ستارهی مردهای گشت و اقیانوسها به کویر بدل شدند. وصل بیمعنی مینمود.





I did read it and after that the only color that came to my mind was gray!!m
maya
November 12, 2009 at 22:01