jump to navigation

May 16, 2008

Posted by satgean in Psychology.
trackback

چشم‌ها باز می‌شود و دیوار و پرده به این دنیا می‌آوردش. همانطور که دراز کشیده است، تصمیم می‌گیرد که دوباره چشم‌ها را ببندد چرا که برایش بسیار عجیب می‌نماید که فاصله‌ی بین دنیای خواب و دنیای بیداری در باز و بسته بودن چشم‌ها باشد. دوباره که چشم‌ها را می‌بندد جریانی مملو از افکار و اتفاقات گذشته به صورت مبهم و مخلوط در ذهن‌اش به راه می‌افتد. خیال می‌کند شاید همین ابهام و اختلاط مایه‌ی خواب و فارع شدن از این دنیا باشد. دوباره چشم‌ها را باز می‌کند رنگ قهوه‌ای روی کمد باز فکرش را بر روی یک نقطه ساکن می‌کند. آیا فاصله‌ی بین خواب و بیداری همان فاصله‌ی بین متمرکز شدن و رها شدن در افکار نیست؟ زمانی که ذهن متمرکز می‌شود، که این تمرکز با حرفها (کلمه) و اتفاقات ناگهانی رخ می‌دهد، بیدار هستیم، و زمانی که ذهن رها و آزاد از اتفاقی به دیگری گریز می‌زند، در عالم خواب.

Comments»

No comments yet — be the first.